تکرارهم که فرمان نمیتابد

پست الكترونيک

آرشيو

خانه

 

۱۳۸٥/۳/۱۳

 

 

سلام.اين بار دومه که ارسال ميکنم وشديدا ناراحتم اما اشکال نداره.زنده باد موقعيت پست مدرن و غزل متفاوت.

فقط:مهر۵ ،۲۹-۳۱شهريور۸۵برگزار خواهد شد.همه دانشجويان علوم پزشکی کشور ميتوانند(شما بخوانيد بايد)تا۱۵مرداد آثار خود را در بخش های شعر(نو،سنتی)وداستان کوتاه با موضوع آزادوبخش ويژه پيامبر نور به تهران-خ انقلاب-خ قدس-ساختمان معاونت دانشجويی فرهنگی دانشگاه علوم پزشکی تهران(ساختمان۴۳)-ط۱-دبيرخانه مهر۵ارسال کنند.

واما يک غزل:

((سنگ شده ای ،مثل سينه اش در صبح))

پر از شکافِ دو دندانِ صاد می لرزيد

و مثل ثانيه در بامداد می لرزيد

 

صدای زنگ تو را پشت شيشه عريان ديد

كه يك دقيقه ی در امتداد می لرزيد

 

شبيه سنگ ترين واژه های استمداد

دل قبيله به فرمان باد می لرزيد

 

((بلرز))در هوس واژه ها ورق می خورد

و در ميان(-ِ/ه)دلم دست داد می لرزيد

 

صدای مرتعش و خيس در هميشه... ولی

به ياد زخمه ی فرياد...ياد...می لرزيد

 

هبوط مثل همين روزها نشد اما

حضور کفر از اين ارتداد می لرزيد

 

شبيه کاشان در يک هوای چشم سفيد

که خامه بر لب تلخ مداد می لرزيد

 

هنوز تهران انگار مست می پاشد

به روی من که...

               دلم ايستاد.می لرزيد.

 

حدود عصر هنوز ازهميشه آسان تر

((بلوغ))دست دو دندان باد می لرزيد

                       مشهد اردهال-دی۱۳۸۴

 پيام هاي ديگران ()

محمدرضا شالبافان

لینک ها

Link #1

Link #2

امکانات

لوگوي وبلاگ شما


بازدیدکنندگان از تاریخ 27شهریور83


:حضور و غیاب


وبلاگ های دوستان