تکرارهم که فرمان نمیتابد

پست الكترونيک

آرشيو

خانه

 

۱۳۸٤/٥/۱٧

 

 

ضمن معذرت خواهی از تاخير بسيار...

 

از چی بنويسم؟از توهين ها،از بدفهمی ها يا از بدخواهی ها.مجله ی غزل متفاوت رو هم شديدا دنبالشم و به همتون نيازمنده.مطلب نيمه جوابيه برای همشهری هم تقريبا حاضره ولی اگر روزنامه دير چاپ کنه تقصير من نيست.اين هم آخرين غزل متفاوتم...:

 

به چگونه نقل قول کنم  ؟

 

:"من در آسمان هفتم گير کرده اند."

 

 

شرور از سر پر از سنگينی اين شور می پوسد

 

و در چشمان شاخه  آخرين زنبور می پوسد

 

 

ترین را باز هم کم کرده ام می آورم کم را

 

شبيه لحظه معراج در مجبور می پوسد

 

 

کسی می رقصد از شبهای پیش آلوده در لبهام

 

شروعم   قطره های آخر از / در دور می پوسد

 

 

نماد دور ميدان را...

           بکش در دستِ...

                        در بردم...    

 

کسی –جمشيد – در چشمان جم ناجور می پوسد

 

 

مراد از ...

سنگ های فرش را فانوس می گردم( می جردم)

 

و پای متن ، امضا- سایه هاشور می پوسد

 

 

دلش را گرم کن روی سرم بگذار...

شايد هم

 

همين شب رنگ در پيشانی اين نور مي پوسد

 

 

تنور سينه سنگين است بر تطهير اين الواح

 

شراب کعبه ای - اين موميا- در طور می پوسد

 

 

قصور از واژه های رختخوابم باد وقتی که

 

تمام ماجرا در واژه مذکور می پوسد

طهران-فروردين۱۳۸۴

 پيام هاي ديگران ()

محمدرضا شالبافان

لینک ها

Link #1

Link #2

امکانات

لوگوي وبلاگ شما


بازدیدکنندگان از تاریخ 27شهریور83


:حضور و غیاب


وبلاگ های دوستان